چیدن وسایل دخترم
سلام نی نی مامان .gif)
دختر قشنگم جمعه صبح با مامان بزرگات قرار گذاشتم که از صبح بیان خونمون تا وسایلت رو بچینیم ![]()
بابایی چون کار داشت و موقع بستن حساب هاست از صبح رفت شرکت ![]()
منم یه کمی خونه رو جمع و جور کردم ناهار گذاشتم و رفتم دوش گرفتم تا مامان بزرگات با خاله یلدا بیان ![]()
تو حمام بودم که مامان شهین رسیده بوده و پشت در نزدیک 10 دقیقه منتظر مونده بود ![]()
خلاصه نیم ساعت بعدش هم مامان شهناز و خاله یلدا رسیدن و زودی شروع کردن به جابه جا کردن تخت
میخواستیم تخت رو بزاریم زیر پنجره تا فضای اتاق بازتر بشه
انقدر سرویس چوبی که گرفتیم سنگینه که اگه 10 نفر هم بودن نمیشد راحت جابه جاش کرد
ولی اون بنده خداها دوتایی با هر سختی بود جابه جا کردن تخت رو
والبته حسابی هم زخمی شدن ![]()
بعد از جابه جایی من خیلی از مدل اتاق راضی نبودم ولی چیزی هم نگفتم چون گناه داشتن خیلی اذیت شدن تا تونستن جابه جا کنن تخت رو
خلاصه صبر کردم تا بابایی اومد
رفتم بهش گفتم میتونی تخت رو باز کنی؟ گفت بله چطور؟؟
گفتم اخه من از این مدل چیدمان خوشم نیومد اون بنده خداها هم خیلی اذیت شدن
بیا بازش کن تا راحت دوباره جابه جاش کنیم
و این کار و کرد
با اینکه خیلی تخت رو کاملا بازش کرد
ولی باز هم خیلییییییییییییی سنگین بود و به سختی دوباره برگردوندنش به حالت قبلش
و همه عروسک ها و وسایل رو چیدن
مامان شهناز یه عالمه از وسایل و اثباب بازی های من رو هم نگه داشته بود که آورد برای تو
امیدوارم از وسایلت خوشت میاد و راضی باشی
رنگ سرویس خوابت واقعا قشنگه
راستش اول که سفارش داده بودم
پشیمون بودم که چرا صورتی گرفتم
ولی حالا خوشحالم چون خیلی رنگ خاص و خوشگلی شده


چیدن وسایل دخترم
